دانلود بررسی عقلانی حق، قانون و عدالت در اسلام

کتاب «بررسی عقلانی حق، قانون و عدالت در اسلام» نوشته «م. کوهسار (شاهرخ مسکوب)»

بشر بودن ایجاد حق می کند، بشر حق قانونگذاری دارد و افراد بشر باید در برابر قانون مساوی باشند. اما در اسلام بشر بودن به خودی خود حقی برای کسی ایجاد نمی کند و «حقوق بشر» چون حقیقتی کلی و مجرد، امری بی معنی است. بشر بودن بجای حق نخست ایجاد تکلیف می کند و سپس با عمل به تکلیف حقوقی برای بشر ایجاد می شود. بسته به اینکه آدمی چگونه به تکالیف خود عمل کند معلوم می شود که چگونه بشری و دارای چه حقوقی است. کار ایمان از عقل جداست، آندو در دو ساحت وجود بشری بسر می برند. سنجش ایمان با عقل، دستکم برای مومنان قیاس مع الفارق و کاری عبث است زیرا وحی را آنچنانکه نازل شده باید پذیرفت و نباید کند و کاو زیانبخش عقل را بدان راه داد. اما عقل از آنجا که وجود دارد، ناچار آسوده نمی نشیند و زیرا تکاپو در ذات عقل است و حتی بی اختیار خود در کار جستن، سنجیدن و دریافتن است.

دانلود کتاب «بررسی عقلانی حق، قانون و عدالت در اسلام» نوشته «م. کوهسار (شاهرخ مسکوب)»

Hagh Ghanon va Edalat dar Islam

14 پاسخ

  1. این یونس که داستانش اومده که توی شکم ماهی بوده یک افسانه ای بیش نیست

    دوست داشتن

  2. اقا بیا به یک نتیجه کلی برسیم قصد از بحثمون که «کل کل» یا «تو بردی من باختم» نبود که.
    ما می خواهیم به حقیقت برسیم.
    ممکنه سوال قبلی منو پاسخ بدهید؟

    دوست داشتن

    • پایان کلام؛ چیزی که شما مدام به عنوان توهین به ادیان تکرار می کنید سفسته ی نخ نما شده ای بیش نیست که ناشی از جزم اندیشی مذهبی بوده و دیگر کاربردی ندارد. در دنیای کنونی و بر اساس حق آزادی بیان هر اندیشه و باوری قابل نقد و حتی مسخره شدن است بویژه متون ادیان سامی (یهودیت، مسیحیت، اسلام) که خودشان با داستان های خرافی و غیر منطقی و دستورات و قوانین وحشیانه بیابانی از اساس مسخره هستند. در مورد اسلام نیز تا زمانیکه قوانین انسان ستیز قرآن و شیعه گری در ایران حاکم است و در حکومت و جامعه و حتی حریم شخصی مردم دخالت دارد، در کنار نقد آکادمیک از ابزار طنز نیز برای مبارزه با دین بربری اسلام استفاده خواهد شد و از آنجاییکه دکانداران اسلام و مسلمانان هم نمی توانند اعتراف کنند و اصولا بپذیرند که در دینشان به شان انسان و انسانیت توهین شده و دگراندیش ستیزی از اصول پایه ای اسلام است، پس توقع احترام داشتن کاملا بیجاست. شما هم میتوانید نام این مبارزه را توهین به مقدسات بگذارید و شب و روز فریاد وااسلاما سر بدهید!

      دوست داشتن

      • نه اصولا من نمی گویم وااسلام کلا با این کلام ها مخالف هستم.
        خودت گفتی جزم اندیش نیستم
        «اینکه قبول دارید باید اسلام را نقد کرد نشان می دهد که دستکم جزم اندیش نیستید اما همچنان تکرار مکررات!»

        و این را نیز گفتید «من نیز با توهین های رکیکی که از سوی عده ای انجام می شود مخالفم و هیچگاه مدافع چنین روشی برای نقد اسلام نیستم»

        منم نفرت دارم به این دین اما این یک بحرانه واسه اندیشه شما یا بهتر بگویم ما هست.
        توصیه من اینه که مغالطه «خودت هم همینطور» را محدود کنید, توهین را کنار بگذارید و فقط به نقد اکادمیک بپردازید در این صورت فردا شما را عین اسلام متهم به توهین وفحاشی نمی کنند.

        دوست داشتن

  3. سلام شما حقوق بشر رو قبول دارید؟ اگر جواب + باشه پس چرا اینقدر به اسلام توهین می کنید؟

    این بحث رو تو وبلاگ ارش بیخدا انجام دادم متاسفانه نظر ها تایید نشدن و بی نتیجه موند, حال علاقه مند شدم با شما یک بخث کوتاهی داشته باشم.
    ممنون

    دوست داشتن

    • یک، شما اصلا متن اعلامیه جهانی حقوق بشر را حتی برای یکبار هم که شده خوانده ای یا نه؟! در ماده 19 همان حقوق بشری که امثال تو می خواهید آنرا مصادره به مطلوب کنید نوشته شده:

      هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت] و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

      دو، مشکل شما مسلمانان این است که هرگونه انتقاد از اسلام و قرآن را توهین قلمداد می کنید و با بکار بردن سفسته تکراری و نخ نما شده ی حق توهین به مقدسات را ندارید! هرگونه به چالش کشیده شدن دین تان را توهین به عقاید جلوه می دهید تا بلکه بتوانید قوانین انسان ستیز اسلام را لاپوشانی کنید.

      سه، در ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده:

      هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

      آیا قوانین قرآن و اسلام چنین اجازه ای را به انسان ها می دهد؟ پاسخ کاملا روشن است؛ خیر
      سوره آل عمران – آیه ٨٥:
      وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ …
      و هركس دينى غير از اسلام برگزيند، هرگز از او پذيرفته نشود و او در آخرت از زيانكاران است …
      سوره انفال – آیه ۳۹:
      وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه …
      آنان را بکشید تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين الله گردد …

      و بر اساس همین قوانین قرآنی حکم برگشتن از اسلام و یا ابراز دگراندیشی مشخص است و فرد به عنوان کافر و ملحد و «مرتد» باید به قتل برسد! آیا این دستورات اسلام و قرآن در تضاد کامل با حقوق بشر نیست؟

      چهار، شما که مرا به توهین کردن به اسلام متهم می کنید بطور شفاف و روشن به این پرسش پاسخ دهید:
      قرآن ناباوران به دین اسلام را ابله، نادان، حیوان، چهارپا، بوزینه، خوک، سگ، نجس، زنازاده، فاسق، بی شعور و … خطاب کرده. آیا این موارد توهین به میلیاردها انسان ناباور به اسلام هست یا نیست؟
      اگر پاسخ شما منفی است و از دید شما این واژه ها که در آیات قرآن به دگراندیشان نسبت داده شده توهین نیست پس نباید از نقد اسلام و حتی بکار برده شدن همین واژه ها درباره مقدسات اسلامی تان ناراحت شوید چون بقول سعدی شیرازی، کلوخ انداز را پاداش سنگ است.
      اگر پاسخ شما مثبت است و قبول می کنید که این موارد توهین به انسان و انسانیت است، پس مهمل بودن اسلام اثبات می شود و تکلیف خدا و پیغمبری که منتقد و دگراندیش را به باد فحاشی می گیرد کاملا مشخص است!

      دوست داشتن

      • بله خوانده ام.
        >یک، شما اصلا متن اعلامیه جهانی حقوق بشر را حتی برای یکبار هم که شده خوانده ای یا نه؟! در ماده 19 همان حقوق بشری که امثال تو می خواهید آنرا مصادره به مطلوب کنید نوشته شده:

        هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت] و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

        حرف ما نیز همین هست, اگر شما در این ماده دقت کرده باشید گفته شده که شما حق آزادی بیان را دارید نه حق توهین و تمسخر و البته مزاحمت و ایجاد نگرانی برای شاخص دین دار اگر حق توهین و تمسخر را دارید لطفا ماده را بیان کنید.

        >دو، مشکل شما مسلمانان این است که هرگونه انتقاد از اسلام و قرآن را توهین قلمداد می کنید و با بکار بردن سفسته تکراری و نخ نما شده ی حق توهین به مقدسات را ندارید! هرگونه به چالش کشیده شدن دین تان را توهین به عقاید جلوه می دهید تا بلکه بتوانید قوانین انسان ستیز اسلام را لاپوشانی کنید.
        🙂 من نمی دونم دفاع از حق شد اسلامیست؟ ایا شما در مورد نبود فقر با یک مسلمان هم بیان و هم عقیده باشید شما یک مسلمان هستید؟ مشکل ما اینجاست اگر یکی از هم پیمان های شما از شما در رابطه با توهین و تمسخر به عقاید دیگران انتقاد کند شما شخص را اسلامیست می نامید؟ کاملا جواب منفی هست.
        من این فکر رو میکنم که اینقدر مسلمانان از شما انتقاد کرده اند که باعث شده اعتماد به نفستان جریحه دار و متزلزل بشود که هر کسی که مخالف شماست یک مسلمان است!
        نه دوست عزیز اینجانب مسلمان نیستم بسی در دیگر موارد هم فکر شما هم باشم اما من به این قسمت انتقاد دارم. شما حق توهین به هیچ دینی را ندارید چه مسلمان باشد چه زرتشت باشد چه حتی آلت پرست! این حق را ندارید اگر به حقوق بشر اعتقاد دارید. 2 مورد را باید اشاره کنم 1- رفتار منافقانه منجر به از بین رفتن انتقاد نمی شود! 2- شما انتقادی از مسلمانان دارید لطفا بروید به خودشان بگوید من مسئول کار هایشان نیستم.

        سه، در ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده:

        هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

        آیا قوانین قرآن و اسلام چنین اجازه ای را به انسان ها می دهد؟ پاسخ کاملا روشن است؛ خیر
        سوره آل عمران – آیه ٨٥:
        وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ …
        و هركس دينى غير از اسلام برگزيند، هرگز از او پذيرفته نشود و او در آخرت از زيانكاران است …
        سوره انفال – آیه ۳۹:
        وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه …
        آنان را بکشید تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين الله گردد …

        > بله من همین انتقاد را به مسلمانان را هم دارم مثالی خوبی دارم که وقتی سرطان وجود دارد و باید معالجه شود ربطی به این ندارد که سرماخوردگی نباید معالجه شود!

        قرآن ناباوران به دین اسلام را ابله، نادان، حیوان، چهارپا، بوزینه، خوک، سگ، نجس، زنازاده، فاسق، بی شعور و … خطاب کرده. آیا این موارد توهین به میلیاردها انسان ناباور به اسلام هست یا نیست؟
        اگر پاسخ شما منفی است و از دید شما این واژه ها که در آیات قرآن به دگراندیشان نسبت داده شده توهین نیست پس نباید از نقد اسلام و حتی بکار برده شدن همین واژه ها درباره مقدسات اسلامی تان ناراحت شوید چون بقول سعدی شیرازی، کلوخ انداز را پاداش سنگ است.
        اگر پاسخ شما مثبت است و قبول می کنید که این موارد توهین به انسان و انسانیت است، پس مهمل بودن اسلام اثبات می شود و تکلیف خدا و پیغمبری که منتقد و دگراندیش را به باد فحاشی می گیرد کاملا مشخص است!

        >این انتقاد هارا لطفا به مسلمانان بگوید به من چه؟ من که مسئول نیستم نه اخوندم نه بسیجی نه امام نه پیغمبر!
        در آخر این حرف را گفتید » تکلیف خدا و پیغمبری که منتقد و دگراندیش را به باد فحاشی می گیرد کاملا مشخص است! » آیا تکلیف خدا و پیغمبر توهین به آن هاست چون که آن ها به شما توهین کرده اند؟ من از شما سوالی دارم, اگر کل جهان آدم کش باشند شما هم آدم کش می شوید؟
        اگر پاسخ مثبت باشد درگیر مغالطه ای از نوع «خودت هم همینطور» شده اید. بلکه قبل تر هم به این مغالطه متوصل شده اید.
        من علاقه مند هستم محور بحث بیشتر به سمت سوی قضایی پیش بره نه به یکسری ادعا های بی خود که فقط یک سری مغالطه هستند.

        دوست داشتن

        • حرف ما نیز همین هست, اگر شما در این ماده دقت کرده باشید گفته شده که شما حق آزادی بیان را دارید نه حق توهین و تمسخر و البته مزاحمت و ایجاد نگرانی برای شاخص دین دار اگر حق توهین و تمسخر را دارید لطفا ماده را بیان کنید.

          نخست اینکه باید مشخص کنید در کجا و به چه چیز و چه کسی اهانت شده؟! دو اینکه انتقاد از دین بویژه دین کثیف اسلام و حتی اهانت به دین بخشی از حق آزادی بیان است. همانقدر که مسلمانان حق دارند هر روز 5 بار عربده های عربی از بلندگو پخش کنند و یاوه های اسلامی را صبح تا شب از تمام رسانه ها به جامعه زورچپان کنند، ما نیز حق داریم با صدای بلند خزعبلات مذهب را به چالش بکشیم و این همان چیزیست که دکانداران دین و ماله کشان از آن به شدت وحشت دارند.

          من این فکر رو میکنم که اینقدر مسلمانان از شما انتقاد کرده اند که باعث شده اعتماد به نفستان جریحه دار و متزلزل بشود که هر کسی که مخالف شماست یک مسلمان است!
          نه دوست عزیز اینجانب مسلمان نیستم بسی در دیگر موارد هم فکر شما هم باشم اما من به این قسمت انتقاد دارم. شما حق توهین به هیچ دینی را ندارید چه مسلمان باشد چه زرتشت باشد چه حتی آلت پرست! این حق را ندارید اگر به حقوق بشر اعتقاد دارید.

          80% کتاب های ممنوعه این وبلاگ در نقد اسلام و حکومت اسلامی است و کسانی که به سفسته ی توهین به مقدسات متوصل می شوند، همگی از قماش اسلامگرایان و ماله کشان هستند که با بودن چنین سایت های روشنگری مخالفند و البته دستشان هم از همه جا کوتاه است🙂 در نتیجه اتفاقا این ما هستیم که هر روز با عزمی راسخ تر با اسلام ستیز می کنیم چون ضعف و عجز و ناتوانی مدعیان دین را می بینیم. برای نمونه خود جنابالی در شروع گفتگو می گویی: پس چرا اینقدر به اسلام توهین می کنید؟ اما تا از شما چند پرسش پرسیده شد ادعا میکنی من مسلمان نیستم! من مسئول کار هایشان نیستم! بروید به خودشان بگوید!
          این موارد نشان می دهد یا از روی تقیه و برای فرار از پاسخ دادن به مهملات اسلام و قرآن ادعا می کنید که مسلمان نیستید یا کلا با نقد دین و مذهب مخالفید و تنها حربه ی شما هم همان سفسته ی پوچ و بی اساس توهین به مقدسات است که پیشتر به آن پاسخ داده شد.

          این انتقاد هارا لطفا به مسلمانان بگوید به من چه؟ من که مسئول نیستم نه اخوندم نه بسیجی نه امام نه پیغمبر!
          آیا تکلیف خدا و پیغمبر توهین به آن هاست چون که آن ها به شما توهین کرده اند؟ من از شما سوالی دارم, اگر کل جهان آدم کش باشند شما هم آدم کش می شوید؟
          درگیر مغالطه ای از نوع «خودت هم همینطور» شده اید.

          شما از یک طرف انتطار دارید به دین اسلام توهین نشود! (نقد نشود) از طرفی وقتی از شما درباره اسلام پرسش می شود می گویید من مسوول و پاسخگو نیستم!؟ جنابالی پس کاسه داغ تر از آش هستی؟
          ما اکنون در میدان مبارزه هستیم، مبارزه با دینی که از بدو پیدایشش تاکنون دشمن دگراندیشان بوده است. دینی که حتی پیروان ادیان دیگر را هم بر نمی تابد. دینی که ناباوران به اسلام را با زشت ترین القاب خطاب می کند و فتوای قتل شان را صادر می کند. پس تا زمانی که حکومت دینی در جامعه برپاست و دکانداران دین در رساله هایشان کافر را نجس می دانند، صحبت از احترام بی معناست و همانطور که پیشتر اشاره شد کلوخ انداز را پاداش سنگ است.

          دوست داشتن

          • نخست اینکه باید مشخص کنید در کجا و به چه چیز و چه کسی اهانت شده؟! دو اینکه انتقاد از دین بویژه دین کثیف اسلام و حتی اهانت به دین بخشی از حق آزادی بیان است. همانقدر که مسلمانان حق دارند هر روز 5 بار عربده های عربی از بلندگو پخش کنند و یاوه های اسلامی را صبح تا شب از تمام رسانه ها به جامعه زورچپان کنند، ما نیز حق داریم با صدای بلند خزعبلات مذهب را به چالش بکشیم و این همان چیزیست که دکانداران دین و ماله کشان از آن به شدت وحشت دارند.

            > شما لطفا ذکر کنید کجا و چگونه به این نتیجه از آزادی بیان رسیده اید که حق توهین به اعتقادات دیگران را دارید؟! شما حق انتقاد را دارید اما حق توهین را ندارید. پرسیده شده که کجا به اسلام توهین کرده اید؟
            1-دین کثیف اسلام
            2-یاوه های اسلامی
            3-مهملات اسلام

            همین الان شما دارید توهین میکنید من تو همین 3-2 جمله بالا این توهین هارا دایدم اگر باز هم توهین می خواهید بگوید یک چرخی در وبلاگتان بزنم و بقیه اش را نشانتان بدهم.
            آیا شما مطالب سایت زندیق و امام نقی را خوانده اید؟ اگر من اندکی از آن مطالب را به شما بدهم جواب شما چی باید باشد؟ من خیلی علاقه دارم در پست بعدی چند اهانت و توهین های زشت و زننده را نشانتان دهم و جواب شما را اگاه شوم.
            من گفتم که مسولیت کار هایشان با خودشان هست به من هیچ ربطی نداره. اگر یک وکیل یا یک کسی که حقوق بشر را در دانشگاه خوانده است که(مسلمان هم نیست!)از شما این انتقاد را بکند باز هم جواب شما این است؟
            من باید اشاره کنم که انتقاد از اسلام خوب است بد نیست شما حق دارید انتقاد کنید جوابتان را هم داده خواهد شد اما حق توهین را ندارید.

            80% کتاب های ممنوعه این وبلاگ در نقد اسلام و حکومت اسلامی است و کسانی که به سفسته ی توهین به مقدسات متوصل می شوند، همگی از قماش اسلامگرایان و ماله کشان هستند که با بودن چنین سایت های روشنگری مخالفند و البته دستشان هم از همه جا کوتاه است🙂 در نتیجه اتفاقا این ما هستیم که هر روز با عزمی راسخ تر با اسلام ستیز می کنیم چون ضعف و عجز و ناتوانی مدعیان دین را می بینیم. برای نمونه خود جنابالی در شروع گفتگو می گویی: پس چرا اینقدر به اسلام توهین می کنید؟ اما تا از شما چند پرسش پرسیده شد ادعا میکنی من مسلمان نیستم! من مسئول کار هایشان نیستم! بروید به خودشان بگوید!
            این موارد نشان می دهد یا از روی تقیه و برای فرار از پاسخ دادن به مهملات اسلام و قرآن ادعا می کنید که مسلمان نیستید یا کلا با نقد دین و مذهب مخالفید و تنها حربه ی شما هم همان سفسته ی پوچ و بی اساس توهین به مقدسات است که پیشتر به آن پاسخ داده شد.

            > باز هم حرف هایتان را تکرار کردید یا به صورتی در خودتان حل شدید. حال شما دوست دارید انتقاد کنید اما چرا اهانت و توهین می کنید؟ چرا تمسخر؟
            خودتان که توهین ها و تمسخر های قران را لکه ننگ می دانید چرا این لکه ننگ را به خودتان می چسبانید؟ اگر کاره بدی است چرا کاره بد را انجام می دهید؟
            شما می گوید توهین به میلیارد ها دگر اندیش بد است بعد خودتان به اعتقادات میلیارد ها انسان توهین میکنید؟
            این توجیه خوبی نیست جواب شما مثل این میمونه که بگویم:
            توهین کردن خدا و پیغمبر بد هست, من این توهین را مورد انتقاد قرار میدهم و میگویم که بد است. پس چون توهین کرده اند من هم باید توهین کنم (کار بد را انجام بدهم).
            این تناقض در رفتار و نگرش شما هست. اگر توهین اسلام بد نیست پس انتقاداتتان از مسلمانان و قران را پس بگیرید. و اگر بد است خودتان توهین نکنید چون درگیر مغلاطه از نوع خودت هم همینطور شده اید و حقوق بشر این راه را برای شما مسدود کرده است. ( اگر حقوق بشر همچین اجازه ای به شما داده لطفا نام ماده را بیان کنید)

            شما از یک طرف انتطار دارید به دین اسلام توهین نشود! (نقد نشود) از طرفی وقتی از شما درباره اسلام پرسش می شود می گویید من مسوول و پاسخگو نیستم!؟ جنابالی پس کاسه داغ تر از آش هستی؟
            ما اکنون در میدان مبارزه هستیم، مبارزه با دینی که از بدو پیدایشش تاکنون دشمن دگراندیشان بوده است. دینی که حتی پیروان ادیان دیگر را هم بر نمی تابد. دینی که ناباوران به اسلام را با زشت ترین القاب خطاب می کند و فتوای قتل شان را صادر می کند. پس تا زمانی که حکومت دینی در جامعه برپاست و دکانداران دین در رساله هایشان کافر را نجس می دانند، صحبت از احترام بی معناست و همانطور که پیشتر اشاره شد کلوخ انداز را پاداش سنگ است.

            >ما هرگز نمی گویم که شما حق نقد اسلام را ندارید. من می گویم حق توهین و تمسخر را ندارید.
            من کاسه داغ تر از آش نیستم بلکه می خواهم بفهمم دلایل عقلانی شما چقدر توجیه کننده هست و برای بسط جامعه ای برای آینده ایران چقدر دلایل عقلانی تان پاسخ گو سوالات هست.
            شما باز هم می گوید خودت هم همینطور یا آنها هم همینطور! شما مطالبتان لینک از سایت های آرشبیخدا و زندیق است پس اگر اینقدر لینک میدهید لطفا این لینک را مطالعه بفرمایید (از هم اندیش هایتان هستند)
            http://moghaletat.wordpress.com/2008/02/16/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1/

            شما این حرف مرا به طور قضایی رد کنید لطفا نه با این مغالطه ها.
            اجازه بدهید ابتدا یک نگاهی به مفهوم آزادی بیان داشته باشیم.آزادی بیان بدون تردید یک حق بنیادی است. حق بنیادین حقی است که قوام دهنده حیات، شخصیت و عقلانیت انسان هاست. آزادی بیان می تواند به کشف حقیقت بینجامد. مساعد بودن فضا برای کشف حقیقت یکی از عوامل موثر در تعالی شخصیت آدمیان است. بنابراین، با به رسمیت شناختن آزادی بیان، در واقع انسان ها را ذی صلاح می دانیم تا به جستجو و کشف حقیقت برخیزند.
            ما می گوییم آزادی بیان ابزاری برای بیرونی کردن اعتقادات درونی انسان هاست. آغشته کردن فضای آزادی بیان به مباحثی نظیر توهین، دروغ، خرافه و خشونت به این تعریف آسیب می زند.
            حال سوال اصلی این است که آیا حق تمسخر را هم می توان از حق آزادی بیان استخراج کرد؟

            دوست داشتن

            • شما لطفا ذکر کنید کجا و چگونه به این نتیجه از آزادی بیان رسیده اید که حق توهین به اعتقادات دیگران را دارید؟! شما حق انتقاد را دارید اما حق توهین را ندارید.
              همین الان شما دارید توهین میکنید من تو همین 3-2 جمله بالا این توهین هارا دایدم…
              من گفتم که مسولیت کار هایشان با خودشان هست به من هیچ ربطی نداره. اگر یک وکیل یا یک کسی که حقوق بشر را در دانشگاه خوانده است که(مسلمان هم نیست!)از شما این انتقاد را بکند باز هم جواب شما این است؟

              وقاحت اسلامگرایان و دکانداران دین اینجاست که نقد دین را توهین جلوه می دهند تا هم مظلوم نمایی کرده باشند هم از این حربه برای انگ زدن و بستن دهان مخالف استفاده کنند. کجای این واژه ها توهین است؟! قوانین انسان ستیز قرآن مانند برده داری، زن ستیزی، شلاق زدن، دست و پا بریدن، سنگسار، دستور کشتار دگراندیشان و آیات فحاشی آیا نشان از کثیف بودن آموزه های دین اسلام نیست؟ نکنه می خواهید این باورهای ضد بشری 1400 سال پیش را گل و بلبل خطاب کنیم؟! وجود ده ها داستان خرافی و غیر عقلی و منطقی در قرآن اگر مهمل و یاوه نیست پس مستند علمی است؟! قانون رسمی مبنی بر مجاز بودن ازدواج با دختر بچه در سن 9 سالگی بر اساس سیره پیامبر و امامان اگر پدوفیلی نیست پس چیست؟ قوانین چند همسری و صیغه را بجز زنبارگی با چه واژه ای باید نام برد؟! بهشت ادیان سامی بویژه اسلام با دختران باکره نار پستان (سوره النباء – آیه 33) آیا تفاوتی با فاحشه خانه دارد؟!
              شما در قبال توهین های قرآن و تمام پرسش های مطرح شده درباره قوانین اسلامی می گویید مسولیت کار هایشان با خودشان هست به من هیچ ربطی نداره! و از پاسخ دادن فرار می کنید، ولی «مهمل» خوانده شدن همین آیات و قوانین را توهین قلمداد می کنید!🙂 تعریف اسلامگرایان و دینداران از توهین من درآوردی و سلیقه ای بوده و صرفا برای فرافکنی و فرار از پاسخگویی است. شما و باقی معترضان بجای متوصل شدن به سفسته توهین به مقدسات باید آستانه تحمل خودتان در برابر نقد دین را بالا ببرید.

              من باید اشاره کنم که انتقاد از اسلام خوب است بد نیست شما حق دارید انتقاد کنید جوابتان را هم داده خواهد شد اما حق توهین را ندارید.
              حال شما دوست دارید انتقاد کنید اما چرا اهانت و توهین می کنید؟ چرا تمسخر؟ …
              شما می گوید توهین به میلیارد ها دگر اندیش بد است بعد خودتان به اعتقادات میلیارد ها انسان توهین میکنید؟
              ما هرگز نمی گویم که شما حق نقد اسلام را ندارید. من می گویم حق توهین و تمسخر را ندارید.

              اینکه قبول دارید باید اسلام را نقد کرد نشان می دهد که دستکم جزم اندیش نیستید اما همچنان تکرار مکررات!
              حتی اگر به زعم شما توهین و تمسخری هم انجام شده باشد، نخست چون ما در حال مبارزه با اسلام و حکومت دینی ایران هستیم، اینکار برای شکستن قبح باورهای پوچ مذهبی حاکم بر همه ی ابعاد زندگی مردم بایسته است. دوم اینکه احترام امری دو سویه است، شما نمی توانید ناباور را نجس و خر و خوک و بوزینه خطاب کنید و به این موارد به عنوان یک امر خدایی «ایمان» داشته باشید و تازه آنرا با آب و تاب بیشتر در تفسیر و رساله هم چاپ کنید، سپس به کسی که این آیات را کثیف و یاوه می داند بگویید به عقاید من توهین نکن!! این انتظاری کاملا وقیحانه است بویژه که این باورها و قوانین در حکومت کشور جاری است و هر روزه انواع اذیت و آزار در حق دگراندیشان در ایران انجام می شود.

              اجازه بدهید ابتدا یک نگاهی به مفهوم آزادی بیان داشته باشیم.آزادی بیان بدون تردید یک حق بنیادی است. حق بنیادین حقی است که قوام دهنده حیات، شخصیت و عقلانیت انسان هاست. آزادی بیان می تواند به کشف حقیقت بینجامد. مساعد بودن فضا برای کشف حقیقت یکی از عوامل موثر در تعالی شخصیت آدمیان است. بنابراین، با به رسمیت شناختن آزادی بیان، در واقع انسان ها را ذی صلاح می دانیم تا به جستجو و کشف حقیقت برخیزند.
              ما می گوییم آزادی بیان ابزاری برای بیرونی کردن اعتقادات درونی انسان هاست. آغشته کردن فضای آزادی بیان به مباحثی نظیر توهین، دروغ، خرافه و خشونت به این تعریف آسیب می زند.
              حال سوال اصلی این است که آیا حق تمسخر را هم می توان از حق آزادی بیان استخراج کرد؟

              بله باز هم پاسخ همین است که حتی اهانت به دین در کنار نقد آکادمیک آن بخشی از حق آزادی بیان است.
              همانگونه که در کشورهای متمدن دنیا، ادیان مسیحیت و یهودیت افزون بر نقد علمی، به شدیدترین شکل ممکن در کتاب ها و روزنامه ها و فیلم و رادیو و تلویزیون به مسخره گرفته می شوند و کسی هم از پیروان آنها فریاد وامسیحا و وایهودا سر نمی دهد چه برسد به قتل و کشتار به سبک قرون وسطا! اما در جوامع عقب مانده با قوانین واپسگرای اسلامی است که فتوای قتل نویسندگان و شاعران و منتقدان صادر می شود و مسلمانها به خیابان ها می ریزند و وحشیانه همه جا و هرکس که سر راهشان باشد به آتش می کشند! و سفسته توهین به مقدسات ابزاری شده برای خفه کردن مخالف. نمونه ی بارز و تاریخی آن کتاب آیات شیطانی که صرفا یک «رمان» بوده و بخش مربوط به غرانیق هم از تاریخ خود اسلام مانند تاریخ طبری گرفته شده. اما 99% مسلمانانی که این کتاب را توهین به مقدساتشان می دانند حتی این کتاب را نخوانده اند و فقط کورکورانه و طبق آموزه های خشونت آمیز قرآن بدنبال کشتن سلمان رشدی هستند! و صدها مورد دیگر از این دست. پس اینکه امثال شما تاو تحمل کوچکترین نقدی را ندارید و آنرا توهین برداشت می کنید مشکل خودتان و دین داریتان است و باید نگرشتان درباره توهین را عوض کنید و پاسخگوی چیزی باشید که به آن باور دارید.

              دوست داشتن

              • «نقد دین را توهین جلوه می دهند تا هم مظلوم نمایی کرده باشند هم از این حربه برای انگ زدن و بستن دهان مخالف استفاده کنند.»

                >> شما گفته اید این واژه ها توهین نیست پس انتقاد چیست؟
                بگذارید مثالی را برای شما بزنم.
                شما در حال تحصیل در دانشگاه هستید که در کلاس مرتکب اشتباهی میشود, کدام واکنش بهتر است؟
                1-استاد: اقای فلانی شما اینجا رو اشتباه کردی باید اشتباهتو رفع کنی.
                2-استاد: اهای مرتیکه فلانی کثیف این مهملات و که میبافی جمع کن کثیف!
                خودتان قاضی کنید ببینید کدام واکنش بهتر است؟
                حال من چند نمونه از به ظاهر انتقاد و در اصل توهین ها و اهانت ها را ذکر میکنم.
                1- توانایی ماله کشی آیات جفنگ قرآن رو هم نداری

                آیا این انتقاد است؟

                2- به درد همان پامنبری های بی سواد و مغز شسته می خورد
                3- رشته ای من در آوردی معادل همان جوجه طلبگی و آخوندی

                انتقاد اینگونه است؟

                4- اولا که برو اون کتابچه مسخره الله جاکش قران را بخون و بخند به خریت خودت و ملیونها نفر دیگه تو مملکت مصیبت زده ایران
                ثانیا باید رید به این دین اسلام که ستونش به باد شکمی فرو میریزه

                ادب

                5-این انسان ستیزی البته در بیشینه موارد نا آگاهانه و از روی نادانی نسبت به اسلام و قوانین کثیف و متعفنش است

                آیا این ادب است؟

                6- آقا امام زمان در خواب ملاقات کند اما اینبار زیر گوش مبارک حضرت بزند و از او بخواهد که خواب او را ترک کرده به لانه خود در چاه جمکران و یا هر چاه دیگر بازگردد
                7- اسلام در یک کلام، بربریت، توحش و حماقت و نادانی آیا شما حاضرید به چنین چیزهایی احترام بگذارید؟

                آیا انتقاد و مناظره با این جملات است؟

                8- احترام گذاشتن به اسلام یعنی احترام گذاشتن به حماقت.

                آیا این آزادی بیان است؟

                9- از این گذشته بنابر گفته قرآن اگر همه چیز برای مومنان مهیا است آیا مومنان میتوانند در بهشت با همسران رسول الله هم همبستر شوند؟ آیا کودکانی همچون عایشه در بهشت از دست پیامبر اسلام در امان خواهند بود؟ نعوذاً بالله با خود خدا چطور؟ اگر همه چیز میسر نیست پس چرا قرآن به آن اشاره ای نکرده است؟

                شما که اینقدر می گوید اسلام توهین میکند و شما را خر, خوک, بوزینه می نامد آیا این کاره شما مصداق توهین نیست؟

                10- نداریامام نقی همیشه با این امام عصر مشکل داشتند و می گفتند خیلی دلگیر است بخصوص امام عصر جمعه! اما با امام شب خیلی حال می‌کردند بخصوص امام شب جمعه!

                آیا ساخت جوک و مسخره کردن دیگران می شود آزادی بیان؟

                11-اگر دین ندارید لااقل آماده باشید.
                واکنش امام نسبت به زن کافری که بدون اپیلاسیون خدمت رسیده بود

                12-هرکس دختر خود را به من بدهد، مرا داماد خویش ساخته است!
                کتاب: نقی برای همه، صفحه 69

                آیا شما این به ظاهر انتقاد را می پذیرید؟ و اینکه این اسمش انتقاد هست؟
                من مطمعا هستم جواب منفی هست. چرا که قران این توهین هارا به شما کرده جوابتان اینگونه اس! اگر این توهین هارا به شما می کرد چه میکردید؟!

                «حتی اگر به زعم شما توهین و تمسخری هم انجام شده باشد، نخست چون ما در حال مبارزه با اسلام و حکومت دینی ایران هستیم، اینکار برای شکستن قبح باورهای پوچ مذهبی حاکم بر همه ی ابعاد زندگی مردم بایسته است.»

                >> در یکی از یکی از نوشته های زندیق خوانده ام که توهین محمد به مشرکان را نقد کرده بود حتی خود شما هم این انتقاد را کرده اید! آیا اگر محمد می گفت ما در حال مبارزه با خرافات و مشرکان هستیم و باید به اعتقاد هایشان توهین کنیم تا قبح و باور های پوچشان را بشکنیم, شما با این استدلال محمد قانع می شدید؟

                «وم اینکه احترام امری دو سویه است، شما نمی توانید ناباور را نجس و خر و خوک و بوزینه خطاب کنید و به این موارد به عنوان یک امر خدایی «ایمان» داشته باشید و تازه آنرا با آب و تاب بیشتر در تفسیر و رساله هم چاپ کنید، سپس به کسی که این آیات را کثیف و یاوه می داند بگویید به عقاید من توهین نکن!! این انتظاری کاملا وقیحانه است بویژه که این باورها و قوانین در حکومت کشور جاری است و هر روزه انواع اذیت و آزار در حق دگراندیشان در ایران انجام می شود.»

                >>با شما در این قسمت موافقم, بله احترام 2 سویه است. اما متاسفانه زمانی قوانین حقوق بشر تدوین شد که اسلام کاملا ساخته شده بود. بنده به شما که توهین نکرده ام. بنده برای کیفیت کار شما می گویم و باز تکرار میکنم مسلمان نیستم. شما در قوانین حق توهین ندارید چرا چون 1- حقوق بشر جلوی شمارا گرفته است 2- اگر به واسطه اینکه آنها به شما توهین کرده اند شما نیز به انان توهین کنید درگیر مغالطه از نوع خودت هم همینطور شده اید و هی از این مغالطه راه پیش می برید ولی به جایی نمیرسید.

                اسلام جنایت داشته توهین کرده قبول! اما چه دلیلی داره که شما کار های آنها را تکرار کنید؟ در ضمن شما جواب پست قبلی بنده را ندادید!
                دوباره تکرار میکنم :
                حال شما دوست دارید انتقاد کنید اما چرا اهانت و توهین می کنید؟ چرا تمسخر؟
                خودتان که توهین ها و تمسخر های قران را لکه ننگ می دانید چرا این لکه ننگ را به خودتان می چسبانید؟ اگر کاره بدی است چرا کاره بد را انجام می دهید؟
                شما می گوید توهین به میلیارد ها دگر اندیش بد است بعد خودتان به اعتقادات میلیارد ها انسان توهین میکنید؟

                «همانگونه که در کشورهای متمدن دنیا، ادیان مسیحیت و یهودیت افزون بر نقد علمی، به شدیدترین شکل ممکن در کتاب ها و روزنامه ها و فیلم و رادیو و تلویزیون به مسخره گرفته می شوند و کسی هم از پیروان آنها فریاد وامسیحا و وایهودا سر نمی دهد چه برسد به قتل و کشتار به سبک قرون وسطا! اما در جوامع عقب مانده با قوانین واپسگرای اسلامی است که فتوای قتل نویسندگان و شاعران و منتقدان صادر می شود و مسلمانها به خیابان ها می ریزند و وحشیانه همه جا و هرکس که سر راهشان باشد به آتش می کشند! و سفسته توهین به مقدسات ابزاری شده برای خفه کردن مخالف. نمونه ی بارز و تاریخی آن کتاب آیات شیطانی که صرفا یک «رمان» بوده و بخش مربوط به غرانیق هم از تاریخ خود اسلام مانند تاریخ طبری گرفته شده. اما 99% مسلمانانی که این کتاب را توهین به مقدساتشان می دانند حتی این کتاب را نخوانده اند و فقط کورکورانه و طبق آموزه های خشونت آمیز قرآن بدنبال کشتن سلمان رشدی هستند! و صدها مورد دیگر از این دست. پس اینکه امثال شما تاو تحمل کوچکترین نقدی را ندارید و آنرا توهین برداشت می کنید مشکل خودتان و دین داریتان است و باید نگرشتان درباره توهین را عوض کنید و پاسخگوی چیزی باشید که به آن باور دارید.»

                >>جوامع در حال تحول اند. علاوه بر این، آستانه تحمل پذیری جوامع گوناگون نیز متفاوت است. هنگامی که در زیست بوم سیاسی و فرهنگی آمریکا شخصیت هایی مانند جفرسون می گوید » اگر همسایه من بگوید که خدا را قبول ندارم یا به بیست خدا اعتقاد دارم، من آزرده نمی شوم»، طبیعی است که آستانه مدارا در آنجا بالاتر باشد.
                چنین اتفاقی در یک جامعه شرقی، ممکن است آن جامعه را دچار بحران و شورش بکند اما شاید همین اتفاق در یک جامعه توسعه یافته دموکراتیک، هیچ بحرانی ایجاد نکند.

                فرهنگ و نظام حقوقی هر جامعه در برخورد با چنین اموری متفاوت است. در آرای دیوان عالی آمریکا با نکته ای جالب مواجه می شویم و آن اینکه آنها پیش بینی هر نوع محدودیت برای آزادی بیان را بنا بر فرض، نامشروع می دانند. یعنی فرض بر آن است که هر نوع محدودیتی برای آزادی بیان نامشروع است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

                بنابراین قلمرو آزادی بیان در برخی از کشورها بسیار گسترده و وسیع است و این وسعت در فرهنگ اجتماعی و نظام حقوقی-سیاسی آن جامعه ریشه دارد. شما نمی توانید بلافاصله این سطح از آزادی بیان را در کشورهای شرقی محقق کنید.
                به هر حال اصل نسبی سازی آزادی ها را باید پذیرفت و در این زمینه باید به ویژگی های فرهنگی و جغرافیایی هر کشوری توجه کرد. اما مهمترین نکته، پذیرش آزادی بیان و رد آزادی تهتک و تمسخر است.

                در ضمن این توهین ها و تمسخر ها به سادگی قابل پیگیری قضایی می باشد نمونه اش همین آقای سام باسیل > http://www.farhangnews.ir/content/12714
                پس بی قانونی که شما ازش دم میزنید به سادگی قابل پیگیری است.

                و باز هم شما می خواهید کار هایتان را با کار های اسلام توجیه کنید که » اگر حقوق بشر را قبول دارید آگاه باشید که ماده 19 حقوق بشر این را می گوید:
                ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر می گوید: » هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است. »
                پس توهین و تمسخر قابل پذیرش نیست » اگر به حقوق بشر اعتقاد دارید»
                خوب در ادامه بحث لطفا این ادله تکراری و مغالطه را تکرار نکنید. بیشتر سمت و سوی قضایی پیش برویم.
                در ضمن ایا این نوشته را خواندید؟
                http://moghaletat.wordpress.com/2008/02/16/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1/

                در یک جواب ساده اگر به حقوق بشر اعتقاد دارید باید به تمام ادیان مثل اسلام احترام بگذارید اگر قبول ندارید پس توهین کنید و همچنین نباید به قوانین حقوق بشر که در ایران رعایت نمی شود انتقاد کنید.
                انتخاب با خود شماست؟ کدام یک؟

                دوست داشتن

                • شما جواب پست قبلی بنده را ندادید!
                  دوباره تکرار میکنم :
                  حال شما دوست دارید انتقاد کنید اما چرا اهانت و توهین می کنید؟ چرا تمسخر؟
                  خودتان که توهین ها و تمسخر های قران را لکه ننگ می دانید چرا این لکه ننگ را به خودتان می چسبانید؟ اگر کاره بدی است چرا کاره بد را انجام می دهید؟
                  شما می گوید توهین به میلیارد ها دگر اندیش بد است بعد خودتان به اعتقادات میلیارد ها انسان توهین میکنید؟

                  در یک جواب ساده اگر به حقوق بشر اعتقاد دارید باید به تمام ادیان مثل اسلام احترام بگذارید اگر قبول ندارید پس توهین کنید و همچنین نباید به قوانین حقوق بشر که در ایران رعایت نمی شود انتقاد کنید.
                  انتخاب با خود شماست؟ کدام یک؟

                  این گفتگو به یک دور باطل تبدیل شده چون پاسخ این پرسش ها در پست های پیشین داده شده اما شما همچنان سفسته توهین به مقدسات را تکرار می کنید و ظاهرا نمیخواهید پاسخ ها و جنبه های گوناگون مبارزه با دین ضد بشری اسلام را ببینید!
                  کاملا آشکار است که من نیز با توهین های رکیکی که از سوی عده ای انجام می شود مخالفم و هیچگاه مدافع چنین روشی برای نقد اسلام نیستم؛ هرچند به نگر من این موارد واکنشی است به قوانین ارتجاعی اسلام که 1400 است جامعه ایران را زیر فشار قرار داده بویژه حکومت فاسد ایران که با قوانین واپسگرای قرآنی زندگی را بر مردم سیاه کرده و باعث شده نشانه های نفرت مردم از دین اسلام که به هیچ روشی حق اعتراض و انتقاد از آنرا ندارند اینگونه بروز کند. پس شما نمی توانید توهین های رکیک عده ای را به همه ی موارد تعمیم بدهید برای نمونه نقد طنزگونه مذهب توسط کمپین امام نقی یا دیگر مواردی که کپی/پیست کرده اید، صرفا برداشت های شخصی و نشان از پایین بودن آستانه تحمل شماست که پیشتر بدان اشاره شد.

                  جوامع در حال تحول اند. علاوه بر این، آستانه تحمل پذیری جوامع گوناگون نیز متفاوت است…
                  چنین اتفاقی در یک جامعه شرقی، ممکن است آن جامعه را دچار بحران و شورش بکند اما شاید همین اتفاق در یک جامعه توسعه یافته دموکراتیک، هیچ بحرانی ایجاد نکند.

                  جوامع توسعه یافته و دموکراتیک از بدو وجودشان که اینگونه نبودند. شما گویا قرون وسطی و سلطه ی بی چون و چرای کلیسا بر اروپا، سوزاندن دگراندیشان و مخالفان به جرم کفر و ارتداد و کتاب سوزی به دستور پاپ ها را فراموش کرده اید. پس چگونه شد که چنین سلطه ای به رنسانس تبدیل شد و اکنون نقد دین و خدا که هیچ، طنز و مسخره کردن مسیحیت و یهودیت نیز به یک امر عادی در جوامع اروپایی تبدیل شده؟ پس باید در جوامع واپسگرای اسلامی نیز از جایی شروع شود و از آنجاییکه که مبارزه با اسلام مدت ها پیش آغاز شده و ادامه دارد و هر روز شمار بیشتری از مردم بویژه جوانان با بودن چنین سایت ها و کتابهای روشنگری آگاه شده و از بند مهملات دینی رها میشوند، خود بخود آستانه تحمل در جامعه بالا میرود.

                  با شما در این قسمت موافقم, بله احترام 2 سویه است. اما متاسفانه زمانی قوانین حقوق بشر تدوین شد که اسلام کاملا ساخته شده بود.
                  اگر به واسطه اینکه آنها به شما توهین کرده اند شما نیز به انان توهین کنید درگیر مغالطه از نوع خودت هم همینطور شده اید و هی از این مغالطه راه پیش می برید ولی به جایی نمیرسید.

                  اتفاقا برعکس، این روش مبارزه جنبه ی دیگری نیز دارد و شما به عنوان کسی که باور دارید نقد دین بایسته است بدان توجه ندارید. برای نمونه بسیاری (نه همه ی) انتقادهای طنزگونه ای که علیه اسلام میشود بر گرفته از خود قرآن، کتب احادیث بویژه شیعه گری و دیگر کتاب های اسلامی است. از مثال خود شما استفاده می کنم: (هرکس دختر خود را به من بدهد، مرا داماد خویش ساخته است!) شما معتقدید مثلا این طنز توهین آمیز است؛ بله شاید در نگاه نخست از سوی یک مسلمان یا حتی یک فرد بی طرف حتی نامسلمان این مورد توهین برداشت شود، اما وقتی همین مسلمانی که از این طنز آزرده خاطر شده به حدیث (مخالف امام حرامزاده است) در کتاب حلیه المتقین مراجعه می کند و می بیند که امام صادقش گفته: (دشمن ما اهل بيت نيست مگر كسى كه ولدالزنا يا مادرش در حيض به او حامله شده باشد) آنوقت متوجه میشود که همین حس آزرده خاطری در ناباوران به اسلام و شیعه نیز ایجاد می شود پس باید چرایی بودن چنین واکنش هایی را در دین خودش جستجو کند و بدنبال عواملی که باعث بوجود آمدن اینگونه مبارزات طنزگونه شده برود؛ در گام بعدی همین شخص اگر جزم اندیش نبوده و کمی خرد خود را بکار ببرد چنین طنزی جرقه ای شده تا به دنبال تحقیق بیشتر درباره دین و باورهایش برود و از خودش بپرسد چرا امام صادق شیعه مخالفش را به رکیک ترین شکل ممکن خطاب کرده؟! و بدنبال آن صدها پرسش دیگر که در کتاب های منتقد اسلام به صورت آکادمیک به آنها پرداخت شده و شمار زیادی از آنها در همین وبلاگ موجود است. اما نکته اینجاست آن دسته از مسلمانانی که در کامنت هایشان همچنان با کتاب های منتقد دین و اسلام و اصولا با هرگونه نقد بر ضد اسلام مخالفت می کنند، همگی می گویند به عقاید میلیاردها مسلمان توهین نکنید!! در حالیکه در هیچکدام از کتاب ها توهینی نیست جز نقد آکادمیک با استفاده از منابع خود اسلام. (مثال کتاب آیات شیطانی در کامنت پیشین). در نتیجه همانطور که پیشتر هم اشاره شد این مخالفت ها ناشی از پایین بودن سطح تحمل اسلامگرایان و ذات دگراندیش ستیز اسلام است که هیچگونه مخالفت و انتقادی را بر نمی تابد.

                  دوست داشتن

                  • «باید در جوامع واپسگرای اسلامی نیز از جایی شروع شود و از آنجاییکه که مبارزه با اسلام مدت ها پیش آغاز شده و ادامه دارد و هر روز شمار بیشتری از مردم بویژه جوانان با بودن چنین سایت ها و کتابهای روشنگری آگاه شده و از بند مهملات دینی رها میشوند، خود بخود آستانه تحمل در جامعه بالا میرود.»

                    >>قضاوت درباره این موضوعات، خصلت بومی و درون فرهنگی دارد. یعنی اگر کار به مراجع رسمی بکشد، مرجع رسمی با استناد به فضای عمومی جامعه می تواند در این باره قضاوت کند. اما درباره برخی از مصادیق تهتک و تمسخر، خیلی از انسان ها می توانند شهوداً تصمیم بگیرند. مثلاً آن کاریکاتوریست دانمارکی که در کاریکاتور خودش بمبی را بالای سر پیامبر اسلام کشیده بود تا ایشان را به عنوان یک تروریست معرفی کند، کارش به وضوح مصداق توهین بود.

                    آیا تروریست خواندن یک انسان عادی توهین تلقی می شود یا نه؟ شما به هر کسی، حتی خود کورت وسترگارد، بگویید تروریست، ناراحت می شود. بنابراین چنین سخنان و اقداماتی وجداناً مصداق بارز هتک حرمت است. البته شاید برخی از حرف ها به روشنی مصداق تهتک نباشد.

                    شما همین فیلمی را که اخیراً درباره پیامبر ساخته شده در نظر بگیرید. واقعاً چند درصد از مردم در کشورهای دنیا می پذیرند که به مقدس ترین شخصیت آنها توهین شود؟ البته چنانکه گفتم، ممکن است قلمرو آزادی ها از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد ولی اصل توهین و تمسخر پذیرفته نیست.
                    بنده مخالف کارهای مسلمانان هم هستم. در ضمن که شرایط و اوضاع کاملا تغییر کرده بلکه مثل آن زمان نیست. آن زمان قانونی به اسم حقوق بشر وجود نداشت اما اگر وجود داشت کسی حق توهین و تمسخر را داشت؟

                    در یک کلام این نتیجه من از نوشته جات شما بود.
                    شما این حق را (توهین به ادیان) به خود می دهید چون که آن ها به شما توهین کرده اند؟

                    دوست داشتن

  4. سلام
    سایت جالبیی (البته این یه نظر نیست ، اینو به خاطر اینکه تماس با ما ندارید ابنجوری فرستادم)
    http://www.gomaneh.com

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: